روز هفدهم: با عمه جون اینا رفتیم پارک ارم و باغ وحش رو دیدیم و کلی بازی کردیم خیلی خوش گذشت. منم سوار ماشینهای متحرک شدم و دلم نمیخواست تموم بشه چون کیف میداد.
روز هیجدهم : قرار بود عموهای کانونی بیان واسه عید دیدنی خونه مون ولی برنامه عوض شد و ما هم چون خسته از تمیزکاری خونه بودیم(مخصوصا من) موندیم خونه ولی خان عمو اینا رفتن خونه ی عمه جون اینا و برامون آخر شب آش آوردن.
بقیه ی روزها و تعطیلات هم هنوز نرسیده بزارید برسه اخبارش رو براتون میزارم.
راستی امروز روز شرف شمسه. دعامون کنید
برای همدیگه دعا کنیم
فعلا با علی
برچسب:
نویسنده: شیدا کوهی