خرید بک لینک
روز چهاردم: بعد از اینکه باباجون از سرکار برگشت یکسره رفتیم خونه ی عمه جون اینا که شام دور هم باشیم.

روز هفدهم: با عمه جون اینا رفتیم پارک ارم و باغ وحش رو دیدیم و کلی بازی کردیم خیلی خوش گذشت. منم سوار ماشینهای متحرک شدم و دلم نمیخواست تموم بشه چون کیف میداد.

روز هیجدهم : قرار بود عموهای کانونی بیان واسه عید دیدنی خونه مون ولی برنامه عوض شد و ما هم چون خسته از تمیزکاری خونه بودیم(مخصوصا من) موندیم خونه ولی خان عمو اینا رفتن خونه ی عمه جون اینا و برامون آخر شب آش آوردن.

بقیه ی روزها و تعطیلات هم هنوز نرسیده بزارید برسه اخبارش رو براتون میزارم.

راستی امروز روز شرف شمسه. دعامون کنید

برای همدیگه دعا کنیم

فعلا با علی

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 12:23 توسط مجتبی |

برچسب: نویسنده: شیدا کوهی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 20:28

صفحه بندی