نوروز 1400
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/24 | ساعت: 9:34
سلام از خوبیهای عید نوروز اینه که آدم از اسفند ماه همینطور تمرین انتظار میکنه و هی منتظر روزهای خوب آینده ست. اگه بخوام فضا رو عرفانی کنم باید بگم آدمی که بخواد منتظر باشه و تشنه ی دیدار حضزت صاحب هست باید لااقلش یه همچین حرص و ولعی داشته باشه. کلا حال و هوای اسفند ماه رو خیلی دوست دارم مخصوصا روزها...
اومدم بعد از چند سال دوری 20 آذر 1403
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/24 | ساعت: 9:34
سلام بچه ها من دوباره اومدم آخرین باری که با هم صحبت کردیم مربوط میشه به چند سال پیش الان کلاس سوم ابتدایی هستم بگو هزار ماشا الله (اه چیه میگی؟ بگو ماشاالله ) الان فقط اومدم که بگم اگه خدا بخواد دوباره میخوام بنویسم این چند وقته هم از بس باباجون درگیر کار و بار و ... بود نشد که بشه الان که سرش خلوت...
وفات اده 27 آذر 1403
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/24 | ساعت: 9:34
با سلام روز دوشنبه بود 26 آذر که باباجون گفت حالا که مدارس و ادارات داره بخاطر آلودگی هوا تعطیل میشه بزنیم بریم قم. ما هم از خدا خواسته بودیم قرار شد تا شب صبر کنیم ببینیم زمان آینده که سه شنبه ست تعطیل میشه یا نه. شب خبر دادن روز بعد یعنی سه شنبه تعطیل شده گفتیم دیگه حضرت بی بی طلبیده پس خوب شد. با...
مبارک سحر- 14 دی 1403
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/24 | ساعت: 9:34
با سلام صبح روز جمعه 14 دی 1403 روز دوم ماه رجب المرجب، الحمدلله توفیقی بود نماز شب و صبح به جا آورده شد و اعمالی که مربوط به بین الطلوعین بود هم. من جمله تسبیحات اربعه بعد از نماز صبح 30 یا کاشف الکرب عن وجه الحسین ... 133 در سجده طهارت و تزکیه ید به دستور مبارک حضرت آقا دعای عهد و... قریب به دو ما...
اسفند 1403
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/24 | ساعت: 9:34
سلام این روزها باباجون کار درست و درمونی نداره به خاطر اینکه از مجموعه ی قبلی اومده بیرون. یعنی استعفا داده. الان حدود 5و نیم ماهه که فقط به صورت پاره وقت پیش یکی از دوستاش به اسم آقا هادی میره بعنوان مشاور. مثل سابق شاد نیست و بیشتر از قبل تو خودشه. من و مامان جون خیلی سعی میکنیم شادش کنیم ولی انگا...
اذکار این روزها
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/24 | ساعت: 9:34
زیارت حضرت بی بی فاطمه معصومه جان از 19 مهر 1403 ،،،، هر دو هفته یکبار الحمدلله زیارت عاشورا به نیت شهدا و حضرت علامه جان از 20 مهر 1403 ،،،،،،،، هر روز یکبار حداقل الحمدلله تلاوت ذکر صلوات به نیت حضرت علامه حسن زاده آملی جان 20 مهر 1403 ،،،، هر روز 118 بار الحمدلله تلاوت 1000 صلوات به نیت سلامتی و ...
واقعه رویای شرف الشمسی
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/24 | ساعت: 9:34
با سلام الحمدلله برنامه ها مطابق دستور ارباب و توفیق رب الارباب در حال انجام است و این بی مقدار ، فقط سعی کرده خودش رو در این دریای بی کران رحمت بیندازد و لاغیر. و اگر لطفی بوده و هست از برآیند ی محبت و بنده نوازی حقیقه الحقایق بوده و هست و این کمترین اصلا به حساب نمی آید و کسی نیست تا که بگوید من چ...
تابستان 1404- قسمت 1
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/24 | ساعت: 9:34
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه. معلوم نیست این وبلاگ مال منه یا مال باباجون!!! آخه این چه وضعشه هر وقت دلش میخواد مینویسه هر وقت دلش نمیخواد نه؟ تازه هم یاد گرفته که لابلای خاطرات من ، خاطرات خودشو مینویسه... مگه میشه ؟ مگه داریم اصلا؟ تابستون امسال یکی از بهترین تابستونهای زندگیم بوده تا اینجا. الحم...
◷
تاریخ انتشار: 1401/11/1 | ساعت: 13:22
پنجشنبه 9 بهمن 99:من دارم کم کم بزرگ میشم دیگه اکثر کلمات رو درست تلفظ میکنم و سوژه ی بابام داره روز به روز کمتر میشه . الان که شعر "لئوناردو با شمشیرش" رو که مربوط به " لاک پشتای نینجا" هست رو درست میخونم بابام تعجب میکنه . ولی باباجون دوست داره قرآن و مداحی یاد بگیرم بجای این شعرا. بخاطر همینم یه ...
اربعین سال 99
◷
تاریخ انتشار: 1400/11/28 | ساعت: 3:16
سلامپنجشنبه 17 مهر 99:اربعین امام حسین جان را تسلیت میگم. امسال ما هم مثل همه ی عاشقای حضرت ابی عبدالله از زیارتشون محرومیم ان شاءالله هر چی زودتر کرونا تموم بشه و از این وضعیت نجات پیدا کنیم.چند روز پیش تولدم بود و برای اینکه ماه صفر بود برام تولد جدی نگرفتن اما برای اینکه خوشحال باشم دایی جون و زن...
9 بهمن 99
◷
تاریخ انتشار: 1400/11/28 | ساعت: 3:16
پنجشنبه 9 بهمن 99:من دارم کم کم بزرگ میشم دیگه اکثر کلمات رو درست تلفظ میکنم و سوژه ی بابام داره روز به روز کمتر میشه . الان که شعر "لئوناردو با شمشیرش" رو که مربوط به " لاک پشتای نینجا" هست رو درست میخونم بابام تعجب میکنه . ولی باباجون دوست داره قرآن و مداحی یاد بگیرم بجای این شعرا. بخاطر همینم یه ...
دهه فجر 1398
◷
تاریخ انتشار: 1399/8/28 | ساعت: 14:36
سلاممیدونم خیلی دیرتر از واقعه ی پیش اومده دارم مطلب مینویسم ولی بیشتر مد نظرم این بوده که نذارم این خاطرات به فراموشی سپرده بشه.21 بهمن 1398: برای اینکه به ترافیک عصر نخوریم همه ی وسیله ها رو سر صبح
روزهای آخر اسفند 98
◷
تاریخ انتشار: 1399/8/28 | ساعت: 14:36
27 اسفند 98: امروز روز سه شنبه ست و اسمش اینه که باباجون سرکار نیست ولی از هر یکساعت چهل دقیقه ش رو داره تلفنی با جاهای مختلف صحبت میکنه و هماهنگ میکنه. صبح من و باباجون و عمو کوروش و خان عمو و پد
نوروز 99
◷
تاریخ انتشار: 1399/8/28 | ساعت: 14:36
سلامنمیخوام بگم خیلی سرم شلوغه یا نسبت به ثبت خاطرات بیخیال شدم ولی سر باباجون واقعا شلوغه و یه کم خودشم ناراحته از اینکه با چند ماه تاخیر داره وقایع رو ثبت و ضبط میکنه. در هر صورت به بزرگی خودتون و ن
هفته دوم دیماه 98
◷
تاریخ انتشار: 1398/10/22 | ساعت: 1:31
10 دیماه 98: باباجون امروز قراره بره ایلام بعدشم بره کرمانشاه. آخه از وقتی که از شمال برگشتیم (یعنی هفته پیش و بخاطر شب یلدا و عروسی پیام پسردایی باباجون) کلا باباجون یه جا بند نبوده دو سه روز که رفت
13 دی 98 شهادت حاج قاسم
◷
تاریخ انتشار: 1398/10/22 | ساعت: 1:31
سلام13 دی 1398: صبح روز جمعه بود که باباجون برای نماز بیدار شده بود طبق معمول گوشیش رو هم چک کرد که اگر پیامی داره نگاه کنه در عین ناباوری دید که بیش از بیست تا پیام و کلی پست اینستاگرامی و ... اومده
21 آذر 98
◷
تاریخ انتشار: 1398/10/1 | ساعت: 15:19
سلامامروز پنجشنبه است و باباجون طبق معمول هر پنجشنبه رفته اداره که کارهای عقب مونده رو بتونه تو روز تعطیل انجام بده. آخه هفته گذشته دو روز اصفهان بود و هفته قبلتر هم مناطق زلزله زده میانه و سراب رفته
8 اردیبهشت 98
◷
تاریخ انتشار: 1398/9/9 | ساعت: 18:23
سلاماز آخرین مطلبی که گذاشتم چندماهی میگذره و علت اینکه کمتر میتونم بنویسم سرمشغولی زیاد باباجونه . دوست داشتم تعطیلات عید مطلب بزارم ولی بازم نشد بعد از عید هم که برگشتیم طهران درست و حسابی باباجون ر
21 مهر 98
◷
تاریخ انتشار: 1398/9/9 | ساعت: 18:23
سلامامروز یکشنبه است 21 مهر 98. سال 61 هجری قمری همچین روزی عاشورای حسینی بود. دو سال پیش این موقعها باباجون کربلا بود برای پیاده روی اربعین. خیلی برامون پربرکت بود از اون موقع تا الان هم موقعیت کار ب
اول آذر 1397
◷
تاریخ انتشار: 1397/12/1 | ساعت: 11:23
سلام از آخرین پستی که گذاشتم نزدیک به 2 هفته ست که میگذره گرچه همون هم مربوط به خاطرات دو ماه و نیم پیشه. همینها خودش نشون میده که دیگه نویسنده مثل سابق فرصت نوشتن نداره و باید عرصه رو به ما جوونترها