دیشب افطار خونه ی خاله سحر بودیم . جاتون واقعا خالی بود آش و حلیم و بامیه و حلوا و کباب کوبیده و ... بقیه ش رو نمیگم چون ممکنه دلتون بخواد( چیز دیگه ای هم مگه موند که نگفته باشم؟)
دایی و زندایی و علی کوچولو و عمو فرشید و خاله مریم و محمدحسین خیلی کوچولو هم بودن.
دیشب والیبال ایران هم تونست صربستان رو ببره کلی خوشحال شدیم.
تا افطاری بعد خونه ی عمو فرشید ان شاءالله ...
دایی که افطار بده نیست
فعلا با علی
برچسب:
نویسنده: شیدا کوهی