خرید بک لینک
سلام

جمعه 16 شهریور 97: صبح نماز رو خوندیم و بعدش یه چرت زدیم تا ساعت 9و نیم، بعدش بیدار شدیم و بدون خوردن صبحانه به سمت بررسی از مرجع تبریز طبق کپی رایت راه افتادیم چون ماشین پژو خراب شده بود با ماشین دنا که توی پارکینگ مهمانسرا بود رفتیم. باز هم از جاده جلفا رفتیم تا از اون مسیر بیشتر لذت ببریم و به کلیسای قدیمی هم بریم. نزدیک کلیسا که شدیم دیدیم جمعیت بسیاااااااار زیاد و چندبرابری دیروز میخوان برن کلیسا. از همون اولش سر و ته کردیم و به مسیرمون به سمت جلفا ادامه دادیم. دوباره همون پارک نگه داشتیم و صبحون خوردیم و با خیال راحت به سمت طهران حرکت کردیم ساعت 12 ظهر بود و اصلا استرس برای رسیدن به بررسی از مرجع تبریز طبق کپی رایت نداشتیم چون پروازمون ساعت 5 عصر بود لذا راحت ادامه مسیر میدادیم. ساعت داشت به 2 عصر نزدیک میشد و ما برنامه داشتیم تا هم سوغاتی بخریم ، هم ناهار بخوریم و هم ماشین رو به آقای پاکیزه برسونیم.

با عمو خالقی تماس گرفتیم و برای ناهار دعوتش کردیم بین راه هم برای نماز نگه داشتیم نزدیکای صوفیان ساعت 3 شده بود یک آن حس کردیم به برنامه هامون نمیرسیم لذا ناهار باغچه سبز رو کنسل کردیم و با عمو خالقی توی خیابون ابوریحان قرار گذاشتیم و رفتیم برای ناهار . عمو خالقی ما رو به یه ناهار مشدی کباب بناب خوشششششمزه دعوت کرد و ما هم حسّابی خوردیم. ساعت 4 شده بود و ما بلافاصله گازش رو گرفتیم و به سمت فرودگاه روندیم.

سوغاتی یادمون رفته بود لذا بین راه رفتیم و فقط تونستیم باقلوای استانبولی بخریم و بعدش رفتیم فرودگاه. آقای پاکیزه دمش گرم خودش اومده بود فرودگاه تا اونجا ماشین رو تحویل بگیره با عمو خالقی و آقای پاکیزه خداحافظی کردیم و از گیتهای فرودگاه رد شدیم و با نیمساعت تاخیر به سمت طهران برگشتیم. خییییییلی سفر خوبی بود دوست دارم دوباره برم دست همه اونایی که کمک کردن تا بریم و برگردیم گرم.

تا بعد خداحافظ و با علی

برچسب: نویسنده: شیدا کوهی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 21:16

صفحه بندی